آشنایی با اصطلاحات حقوقی
حق کسب و پیشه: حقی است برای مستاجر مکان تجاری مانند بازرگان و پیشهور که به واسطه کسب معاش در یک مکان در طول زمان به دست میآورد و با سرقفلی تفاوت دارد. حق کسب و پیشه به تنهایی قابل معامله نیست و مستاجر نمیتواند هم منافع عین مستاجره را برای خود نگه دارد و هم حق کسب و پیشه را به دیگری منتقل کند و مالی از این راه به دست آورد بلکه هر دو را باید با هم منتقل کند.
جرم: عملی است که قانون برای آن مجازات یا اقدامات تامینی مقرر کرده است مثل سرقت، کلاهبرداری و تصرف عدوانی.
حکومت قانون در زمان: مقصود از زمان، زمان لازمالاجرا شدن قانون، تا زمان منسوخ شدن آن است و مقصود از حکومت قانون، اعتبار قانون از زمان لازمالاجرا شدن تا زمان منسوخ شدن آن است. قانون در کشور ما 15 روز پس از انتشار آن توسط روزنامه رسمی، لازمالاجرا میشود.
خواسته: چیزی اشخاص، در مرافعه و دعوی یا امور حسبی، از دادگاه بخواهند. گاه به جای عبارت «خواسته» از «مدعیبه» استفاده میشود.
خواسته غیرمالی: خواستهای است که نه مال باشد و نه اصالتا، خواهان توقع وصول مال از طرح دعوی را داشته باشد؛ مانند دعوای نسب، فسخ نکاح، تمکین و تخلیه عین مستاجره.
خواسته مالی: هر گاه خواسته خواهان در عرف، مال یا چیزی باشد که مقصود خواهان از طرح آن دعوی، وصول مال باشد، آن خواسته را مالی گویند؛ مانند دعوی مطالبه وجه چک، ضرر و زیان ناشی از جرم و مطالبه اجارهبهای معوقه.
خسارت دادرسی: عبارت است از هزینه دادرسی، حقالوکاله وکیل و هزینههای دیگری که مستقیما مربوط به دادرسی بوده و برای اثبات دعوی یا دفاع لازم است. مانند هزینه دستمزد کارشناس.
خسارت دیرکرد: خسارت دیرکرد یا تاخیر تادیه، خسارتی است که بابت دیرکرد پرداخت وجه نقد از طرف مدیون باید به طلبکار داده شود.
طلاق خلع: طلاق خلع آن است که زن به واسطه کراهتی که از شوهر دارد، در مقابل مالی که به او میدهد، طلاق میگیرد؛ اعم از اینکه مال مزبور عین مهر، معادل آن، یا بیشتر یا کمتر از مهریه باشد.
طلاق مبارات: طلاق مبارات مربوط به زمانی است که کراهت از سوی طرفین باشد اما در این صورت عوض نباید زاید بر میزان مهر باشد. در واقع در این نوع طلاق، هر دو طرف از هم کراهت و تمایل به طلاق دارند اما میزان بخششی که زن به مرد میدهد، بیش از مهریه نیست.
خیار: تسلط و اختیار بر از بین بردن اثر حاصل از عقد را خیار میگویند. خیار ممکن است ناشی از توافق و تراضی طرفین باشد مانند خیار شرط در عقد بیع که به موجب آن شرط میشود در مدت معینی برای خریدار یا فروشنده یا هر دو یا نفر سومی اختیار فسخ معامله باشد همچنین ممکن است خیار ناشی از حکم قانون باشد مانند خیار مجلس که به موجب آن، تا زمانی که مجلس عقد برقرار است، طرفین حق برهم زدن معامله را دارند.
خیانت در امانت: استعمال یا استفاده مال مورد امانت توسط امین، در جهتی که منظور صاحب مال نباشد، خیانت در امانت نامیده میشود. به عنوان مثال، شخصی فرش خود را برای محافظت، امانت به دیگری میدهد اما او فرش را میفروشد.
حکم قطعی: حکم غیر قابل اعتراض و تجدید نظر یا حکم قابل اعتراض و تجدیدنظر که در موعد مقرر از آن اعتراض و تجدید نظر به عمل نیامده و نیز احکامی که در مرحله تجدیدنظرخواهی صادر میشود، قطعی است.
حکم حضوری: اصل بر این است که آرای محاکم، حضوری است؛ مگر آنکه خوانده یا وکیل او در هیچ یک از جلسات دادرسی حضور نداشته یا لایحهای در پاسخ به دعوی به دادگاه نفرستاده یا ابلاغ اخطاریه به خوانده، واقعی نباشد.
حکم غیابی: حکمی که حضوری نباشد، غیابی است.
حقالوکاله: به اجرت و دستمزد وکیل گفته میشود.
منبع : روزنامه حمایت
دیدگاه خودتان را ارسال کنید